سيد جعفر سجادى
1403
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
فرزندان نرينهء وى را بود ، نه مادينه . و اگر فرزند نباشد او را ، عصبهء وى را بود . و اولىترين عصبه ، برادراناند ، آنگه عمان ، آنگه پسر عمان . و حكم مدبر حكم معتق است . و ولا بر مكاتب ثابت نشود الا به شرط . و اگر هيچ يكى ازين نباشند ، ميت سايبه بود ، و ولاى او كسى را بود كه ضمان جريرت او كند ، و ميراث او را باشد . و اگر ضامن جريرت نباشد ، ولاى او امام را باشد . و ولاى فرزندان او ، كسى را بود كه يكى را از مادر و پدر ايشان را آزاد كرده باشد . اگر مادر ايشان بود ، ولاى ايشان آن كس را بود كه مادر ايشان را آزاد كرده باشد . و اگر پدر ايشان را آزاد كرده بوده ، ولاى آزادكنندهء پدر ايشان را بود . كافر از مسلمان ميراث نگيرد . اما مسلمان بنزد اين طائفه از كافر ميراث گيرد . دليلش ظواهر آيات قرآن است در ميراث ، و از ظاهر بيرون نرود الا آنچه دليل قاطع بيرون برد . و آنچه روايت كردهاند : « لا توارث بين اهل ملتين » ، بر وى عمل روا نيست ، زيرا كه مخالف ظاهر قرآن است ، و از اخبار آحاد است . ديگر آنكه معنى حديث اينست كه ميان اهل دو ملت ميراث نيست . و چون مسلمان را از كافر ميراث دهند ، و كافر را از مسلمان ميراث ندهند ، بموجب حديث عمل كرده باشند ، كه اگر كافر را از مسلمان ميراث دادندى ، مخالفت كرده بودندى . و چون كافر مسلمان شود ، و بنده آزاد گردد پيش از قسمت ميراث ، مستحق ميراث شوند . و اگر پس از قسمت باشد ، ميراث نگيرند . و اين وقتى باشد كه وارثى مسلمان نباشد . زيرا كه چون شخصى متوفى شود و دو فرزند بگذارد : يكى كافر و ديگر مسلمان ، مسلمان بسبت مردن متوفى در حال مستحق ميراث شود . و اگر كافر اسلام آرد ميراثش ندهند . و اگر وارث يكى باشد ، و او بنده بود ، وى را از تركه بخرند ، و باقى ميراث بوى دهند ، و مالك را بر بيع اجبار كنند . و ام ولد را چون خواجه بميرد وى را در نصيب فرزندان نهند ، و آزاد شود . و اگر غير اين ام ولد هيچ تركهء ديگرى نباشد ، از نصيب آزاد شود ، و باقى كارش فرمايند براى ورثه . و اگر بهاى وى دين باشد ، وى را بر فرزندش قيمت كنند ، چون به حد بلاغت رسد ، اجبارش كنند تا بهاى مادر خود بگذارد . و اگر فرزندش پيش از بلاغت بميرد ، بفروشند ، و بهاى وى بگذارند . و قاتل خطا از مقتول خويش ميراث گيرد از تركهء وى ، نه از ديتش . لظاهر آيات المواريث . و قاتل عمد را بر وجه ظلم از اينجا بدليل قاطع اخراج كردهاند . و كلالهء مادرى از ديت ميراث نگيرد ، و هر كه غير ايشان است از خداوندان اسباب و انساب همه ميراث گيرند .